تبليغاتX
آقا اجازه (راهنمایی ازادگان-شهید اوینی ) - دیدار با یک دوست تهرانی ( امیر صادقی )
 
 

عجب دنیایی است این دنیای مجازی. روز جمعه به دیدار یکی از دوستان خوب تهرانی  در خود جزیره ی قشم رفتم . وبلاگش را خیلی وقت پیش لینک کرده بودم  و مرتب به او و کارهایش ( عکس ها ) سر می زدم. هر وقت به اینترنت می امدم محال بود به وبلاگ   عکس های دیجیتالی من سر نزنم. یک روز نشستم و به ارشیو هم سر زدم و هر چی عکس داشت با دقت تمام به نظاره نشستم. عکسش را توی وبلاگش دیده بودم. امیر صادقی را می گویم . عکاسی که خیلی دوست داشتم او را از نزدیک زیارت کنم و این ارزو هم روز جمعه در خود قشم محقق شد. انها با یک گروه عکاس از طرف موسسه ی کوهنوردی و طبیعت گردی دالاهو امده بودند. قرار بود سه روز در جزیره ی قشم باشند و ۲۲ بهمن به تهران برگردند. اما یک روز زودتر برگشتند. روز جمعه بود که امیر زنگ زد و گفت قرار است به جنگل های حرای طبل بروند. او دوست داشت با من دیداری داشته باشد. وقتی پیام(مسج) فرستاد که قرار است به تنگه ی چاهکوه بیایند خوشحال شدم. چون چاهو با ما زیاد فاصله نداشت. قرار بود ساعت ۴ انها در چاهکوه باشند. من هم خودم را به انها رساندم. جاده ی چاهکوه را اب خراب کرده بود. البته ماشین های کوچک می توانستند به راحتی تا اخر جاده بروند. ولی این برای ماشین بزرگی مثل اتوبوس سخت بود. انها پیاده مسیر را طی کردند. در طول مسیر امیر مرتب مشغول عکس گرفتن بود و من هم از او عکس می گرفتم عکاسان خوبی همراهشان بود. فکر نمی کردم تنگه برای انها این قدر جالب باشد. عکاسان تا می توانستند از زاویه ها و کادر های مختلف عکس گرفتند. در پایان هم سرگروه به انها گفت بچه ها می خواهیم عکس تکی بگیریم. همه خیلی سریع جمع شدند و عکس دسته جمعی گرفتند . سرپرست می گفت تا به انها بگویی عکس تکی همه می فهمند که منظور عکس دسته جمعی و گروهی است. ان روز به من خیلی خوش گذشت. بودن در کنار بهترین عکاس غیر بومی که همیشه به وبلاگش سر می زدم. روز یکشنبه هم در ایستگاه راه اهن به دیدار امیر رفتم. شنبه و یک شنبه در بندر کلاس داشتم و نمی توانستم در کنار امیر باشم. وقتی با امیر صحبت می کردم احساس عجیبی داشتم. او را پر از احساس یافتم. جوانی که مهربانی در نگاهش موج می زد. وقتی صحبت می کرد خنده از لبانش محو نمی شد. بودن در کنار او افتخاری بود که نصیبم شده  بود. افسوس که زیاد در قشم نماندند و رفتند. دوست داشتم از او خیلی چیزها در مورد عکاسی و عکس یاد بگیرم. امیدوارم دوستی ما تدوام داشته باشد .

 امیر صادقی

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 17:59  توسط ابراهیم نیک خو  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM