
امروز اولین روز تدریسم در سال تحصیلی 87-86 بود . چقدر
برای تدریس و دیدن دانش اموزان دلم تنگ شده بود. یادم می
اید وقتی مدرسه ها داشت تمام می شد خسته بودم . ارزو می
کردم سال بعد تدریسی وجود نداشته باشد. البته خستگی من از
دانش اموزان نبود. هر چه بود گذشت ولی من از ان چیزهای
زیادی اموختم. یک ماه را در اصفهان سپری
کردم. کلاس هایمان اصفهان بود. دوستان زیادی پیدا کردم
که همه همکار بودند. از تمام نقاط ایران . بالاخره کلاس هایمان
به بندرعباس منتقل شد . ما هنوز دانشجوی اصفهان هستیم و
مدرکمان را باید اصفهان صادر کند. انتخاب واحد و تمام کارهای
اموزشی ما در اصفهان انجام می شود. کلاس ها و تحصیلمان به
بندرعابس واگذار شده است. البته ناگفته نماند برای باز شدن
کلاس ها در بندرعباس چند تن از همکاران زحمت زیادی کشیده
بوند تا جایی که مجبور شده بودند به وزارت اموزش و پرورش
هم مراجعه کنند و از انجا مجوز برگزاری کلاس را بگیرند.
برای لغو ماموریت به تحصیلی ام هم زیاد سختی کشیدم. چند
روز پشت سر هم به اداره ی منطقه رفتم. تا اینکه اخر هفته
موفق شدم ابلاغ 24 ساعت تدریس(14 ساعت ادبیات و بقیه
پرورشی و هنر ) را بگیرم و ماموریت به تحصیلم را لغو کنم.
خوشحالم که امسال تنوع زیادی در کار دارم. در چهار مدرسه
تدریس دارم. 6 ساعت را باید در دبیرستان استاد شهریار باشم. 8
ساعت هم در مدرسه سابقم ( ازادگان ) تدریس می کنم. حکمت و
شهید اوینی دو مدرسه ی دیگری هستند که باید در انجا به
تدریس نیز مشغول باشم.. امروز وقتی در مدرسه ی شهید اوینی
بودم برای یک لحظه احساس کردم تازه کارم را شروع کردم و
اولین روز دوران معلمی ام را تجربه می کنم. با اینکه 4 سال
است که به تدریس مشغولم ولی دیگر برایم تکرای شده بود.
دانش اموزهای خوبی دارم. سعی می کنم در طول سال بیشتر از
انها بنویسم. امسال با برنامه ای جدید و اهدافی تازه کارم را
شروع می کنم و از خداوند منان می خواهم مرا در کارم موفق
گرداند.