
قرار بود کنار سی وسه پل همدیگر را ببینیم هیچ وقت او را ندیده
بودم . منتظرش بودم.دنبال کسی بودم که دوربین دستش باشد.
ولی کسی که به طرفم می امد دوربینی به دست نداشت. او
کسی جز امیر مسعود ابری نبود.مدیر فتوبلاگ مثلث عکاس
جوانی که دو روز را کنارش سپری کردم و چیزهایی را از او یاد
گرفتم.ان روز را با هم کنار زاینده رود قدم زدیم. از سی و سه پل
شروع کردیم تا به پل خوجو رسیدیم. در طول مسیر که قدم می
زدیم از ایشان سوال هایی را می پرسیدم و ایشان نیز با وقار
خاصی به پرسش هایم پاسخ می داد. عکس هایی را با هم
گرفتیم. قرار بود فردایش اقای ابری برای عکاسی به میدان امام
اصفهان برود. ایشان از من خواستند فردا هم کنارشان باشم.از
ساعت دوازده تا دو ظهر با هم عکاسی کردیم. . به مغازه های
زیادی سر زدیم و امیر مسعود از هنرمندان و صنعتگرانی که در
حال کار کردن بودند عکس گرفت. عکس هایی زیبایی در امده
بود. تصویر مردمی که با دستان توانای خویش روی ظروف مسی
نقش و نگارهایی افریده بودند دیدنی بود. نماز ظهر را کنار هم خواندیم و با هم خداحافظی کردیم. روز خوبی بود.
