
برایم خیلی عجیب بود وقتی که با دبیران سابقم همکار می شدم و در یک مدرسه
تدریس می کردیم. دبیرانی که از دوره ی راهنمایی تا اخر دوره ی دبیرستان در کلاس
درسشان حضور داشتم. اوایل باورش برایم سخت بود. وقتی دیروز به سراغ یکی از
دبیران سابقم در دوره ی دبیرستان رفتم دوباره احساس عجیبی داشتم. با هم به
دیدار یکی دیگر از فرهنگیان رفتیم. او هم شاگرد سابق همان دبیر بود.الان دیگر
تدریس نمی کند و در ارگان دیگری مشغول به کار است. با هم نشستیم و از هر
دری صحبت کردیم. بیشتر صحبت هایمان درباره ی اموزش و پروش بود. دبیر
سابقمان هم با ما دونفر خیلی صمیمی بود. شاید بیشتر به خاطر اختلاف کم سنی
و داشتن افکار مشترک بود. او دانشجوی دوره ی دکترا ست . بعضی وقت ها که
فرصت کنم به او و چند تن دیگر از همکارن سر می زنم. انگار همین دیروز بود که دبیر
چند دانش اموز در دوره ی راهنمایی بودم و اکنون با یکدیگر همکار . از بس دنبال
گرفتن ماموریت به تحصیل و کارهای ثبت نام بودم که فراموش کردم باید به ۵ پنج تن از
دانش اموزان سابقم هم تبریک بگویم. انها در ازمون دانشسرای تربیت معلم پذیرفته
شده بودند . به همه ی انها تبریک می گویم و از خداوند منان می خواهم انها را به
خاطر گام برداشتن در مسیر تعلیم و تربیت موفق بگرداند.