باز هم دلتنگ نوشتن شدم. چند مدتي است كه دلم براي دوستان
اينترنتي حسابي تنگ شده است. اخه خط هاي اينترنت قشم مشكل
پيدا كرده است. خود شهر قشم كه جواب مي دهد. چند شب قبل با
كارت بندرعباس به اينترنت سرزدم.اخه با كارت هاي قشم وصل
نمي شود. سيستم خانه هم كه خراب شده است. الان دارم با
كامپيوتر يكي از دانش اموزان سابقم تايپ مي كنم. چند روزي
است كه رايانه اش را از او گرفته ام. الان موقع امتحانات
هست. خودش مي گفت : لازم ندارد. جمعش كرده است تا براي
امتحانات بهتر بخواند.هر هفته بايد از يكي كامپيوتر بگيرم تا
بتوانم كارم را راه بيندازم. چهار نفر ديگر هم هستند كه به قول
خودشان نوبت گرفته اند تا از ان ها كامپيوتر بگيرم. سه نفر از
انها دانش اموزان سابقم هستند. تا اواخر دي ماه امتحان دارند.
هميشه بهترين فرصت برايم موقع امتحانات هست. كمي از دست
تدريس راحت مي شوم.چند روز قبل امتحان فارسي را گرفتم.
نمره هاي نوبت اول درس فارسي چهاركلاس وارد ليست شده
است. دوكلاس ديگر مانده اند.البته امتحان ديكته و انشا نيز مانده
است.وقتی دارم نگاه می کنم باید 520 برگه تصحیح کنم. قرار
است 18 دي ماه با همكاران به گردش تفريحي برويم. هر سال با
هم به كوه مي رويم. حسابي خوش مي گذرد. امسال هم با سال
هاي ديگر فرق دارد. ديگه از خشك سالي قشم خبري نيست. هر
هفته يك باران مي ايد. امسال حسابي همه جا سر سبز مي
شود.بهمن ماه هم قرار است دسته جمعي با هم كوه بوخو
برويم.دوسال قبل هم دسته جمعي رفته بوديم.15 نفر مي شديم.
خيلي خوش گذشت. البته خودم كه هميشه به كوه سر مي زنم .
هفته اي يك بار به كوه سر مي زنم.دوربين عكاسي ام را بر مي
دارم و از مناظر زيبا عكس مي گيرم. امروز انشا با كلاس اول
داشتم. خواستم به انها موضوعي بدهم.همه ي شان گفتند انشاهاي
قبلشان را نخوانده اند.با تعجب گفتم مگر هفته ي قبل هم انشا
نوشتيم. چون هفته ي قبل يكي از همكاران با اجازه ام از بچه ها
ي كلاس اول امتحان علوم گرفت. تا ساعت 8 كار كرديم و بعد
همه صندلي هايشان را بيرون بردند تا امتحان بدهند. هميشه
همين طوري بوده است. زماني كه دانش اموز بودم رياضي كه
عقب بوديم ساعت ورزش را مي گرفتند تا رياضي كار كنند.
ساعت هاي هنر و انشا هم از دست دبيران ديگر در امان نبودند.
دو سال دبير ورزش بودم . اگه چند دقيقه دير به كلاس مي رفتم
صداي همه در مي امد.ولی درس های دیگه دوست دارند دبیر
دیرتر سر کلاس بیاید.