تبليغاتX
آقا اجازه (راهنمایی ازادگان-شهید اوینی )
 
 

این عکس را غروب روز ۲۱ بهمن ماه گرفتم . موقعی که می خواستم همراه دوستانم (معلمان) به قشم بیایم چند پرنده را در اسکله ی شهید حقانی بندرعباس دیدم. دوربینم را در اوردم وشروع به عکس گرفتن کردم . بچه ها هم گیرداده بودند که زودتر بیایم که اتوبوس دریایی در حال حرکت است. البته باید از انها تشکر کنم چون وسایل همراهم را از من گرفتند تا بهتر بتوانم عکاسی کنم و همچنین یکی از بچه ها (انباری اسماعیل ) با خریدن بلیط وقت بیشتری را در اختیارم گذاشت تا بتوانم عکس های بیشتری بگیرم. این عکس را همان شب به سایت عکاسی  فرستادم و امتیاز خوبی ارود و روی صفحه ی اول سایت جا گرفت. این هم لینک عکس در سایت عکاسی چهاررهرو

  نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 8:1  توسط ابراهیم نیک خو  | 

 

این عکس را از ماشین در حال حرکت گرفتم. نمی دانم چرا این عکس را گذاشتم. هر چند عکس های بهتر و زیباتری از مسابقه ی دو دانش اموزان دبیرستان استاد شهریار دولاب گرفته بودم. در پایان هم هارون حسینی مقام نخست را کسب کرد.

  نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 8:0  توسط ابراهیم نیک خو  | 

عجب دنیایی است این دنیای مجازی. روز جمعه به دیدار یکی از دوستان خوب تهرانی  در خود جزیره ی قشم رفتم . وبلاگش را خیلی وقت پیش لینک کرده بودم  و مرتب به او و کارهایش ( عکس ها ) سر می زدم. هر وقت به اینترنت می امدم محال بود به وبلاگ   عکس های دیجیتالی من سر نزنم. یک روز نشستم و به ارشیو هم سر زدم و هر چی عکس داشت با دقت تمام به نظاره نشستم. عکسش را توی وبلاگش دیده بودم. امیر صادقی را می گویم . عکاسی که خیلی دوست داشتم او را از نزدیک زیارت کنم و این ارزو هم روز جمعه در خود قشم محقق شد. انها با یک گروه عکاس از طرف موسسه ی کوهنوردی و طبیعت گردی دالاهو امده بودند. قرار بود سه روز در جزیره ی قشم باشند و ۲۲ بهمن به تهران برگردند. اما یک روز زودتر برگشتند. روز جمعه بود که امیر زنگ زد و گفت قرار است به جنگل های حرای طبل بروند. او دوست داشت با من دیداری داشته باشد. وقتی پیام(مسج) فرستاد که قرار است به تنگه ی چاهکوه بیایند خوشحال شدم. چون چاهو با ما زیاد فاصله نداشت. قرار بود ساعت ۴ انها در چاهکوه باشند. من هم خودم را به انها رساندم. جاده ی چاهکوه را اب خراب کرده بود. البته ماشین های کوچک می توانستند به راحتی تا اخر جاده بروند. ولی این برای ماشین بزرگی مثل اتوبوس سخت بود. انها پیاده مسیر را طی کردند. در طول مسیر امیر مرتب مشغول عکس گرفتن بود و من هم از او عکس می گرفتم عکاسان خوبی همراهشان بود. فکر نمی کردم تنگه برای انها این قدر جالب باشد. عکاسان تا می توانستند از زاویه ها و کادر های مختلف عکس گرفتند. در پایان هم سرگروه به انها گفت بچه ها می خواهیم عکس تکی بگیریم. همه خیلی سریع جمع شدند و عکس دسته جمعی گرفتند . سرپرست می گفت تا به انها بگویی عکس تکی همه می فهمند که منظور عکس دسته جمعی و گروهی است. ان روز به من خیلی خوش گذشت. بودن در کنار بهترین عکاس غیر بومی که همیشه به وبلاگش سر می زدم. روز یکشنبه هم در ایستگاه راه اهن به دیدار امیر رفتم. شنبه و یک شنبه در بندر کلاس داشتم و نمی توانستم در کنار امیر باشم. وقتی با امیر صحبت می کردم احساس عجیبی داشتم. او را پر از احساس یافتم. جوانی که مهربانی در نگاهش موج می زد. وقتی صحبت می کرد خنده از لبانش محو نمی شد. بودن در کنار او افتخاری بود که نصیبم شده  بود. افسوس که زیاد در قشم نماندند و رفتند. دوست داشتم از او خیلی چیزها در مورد عکاسی و عکس یاد بگیرم. امیدوارم دوستی ما تدوام داشته باشد .

 امیر صادقی

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 17:59  توسط ابراهیم نیک خو  | 

اگه گفتی این عکس چیه؟

بالاخره ترم جدید هم شروع شد . قرار بود شنبه برای انتخاب واحد بروم. حال و حوصله اش را نداشتم. برنامه ی کلاس ها هم به هم خورده است و علاوه بر شنبه و یکشنبه دوشنبه نیز کلاس داریم. از طرفی دوشنبه در مدارس راهنمایی ازادگان و حکمت تدریس دارم. باید برنامه ام را تغییر دهم. نوبت اول هم که اداره ی اموزش و پروش منطقه ای شهاب گیر داده بود که هر طوری شده است یک درصد رشد داشته باشید و درصد قبولی را بالا ببرید. هر کاری کردم نتوانستم به دانش اموزانی که در درس دیکته خیلی کم گرفته بودند نمره بدهم. نمی دانم روی چه حسابی گیر داده بودند که باید حتما یک درصد رشد بدهیم. عجیب بود که یکی از مدیران حساب درصد و میانگین را کرده بود و بعد از اینکه سه بار لیست درسی را وارد کرده بودم با خنده به من گفت: به همه باید نوزده بدهم و ۱۲ نفر هم باید بیست ۲۰ بگیرند تا میانگین و درصد همان درس بالاتر برود.  من هم سر لج لیست را عوض نکردم. درس دیکته هم با ۱۶ درصد افت نمی توانستم کاری برایش انجام بدهم. اصلا دوست نداشتم به دانش اموزی که زیر صفر گرفته بود نمره بدهم .  

  نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 11:6  توسط ابراهیم نیک خو  | 

بالاخره به توصیه ی دوستان در سایت عکاسی عضو شدم و عکس هایم گالری عکس های من در سایت عکاسی  را انجا به نمایش می گذارم تا با نظرات دوستان بتوانم عکس های خوبی بگیرم . هر چند فکر می کنم دیگه چیزی به پایان دوره ی عکاسی من نمانده است و باید رهایش کنم. این عکس غروب دولاب قشم  در سایت عکاسی بیشترین امتیاز رو به همراه داشت . گفتم اینجا هم بزنم بد نیست دوستان هم ببینند.

  نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 11:35  توسط ابراهیم نیک خو  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM